امدن و رفتن مامانجو ن عزت
سلام به دوستان گلم امید وارم همیشه سالم و تندرست باشید امروز میخوام یه خاطره از اومدن خوش حال کننده و ازیه رفتن ناراحت کننده بگم چند هفته پیش مامانجون عزتم اومدن مشهد یعنی یه هویی به مشهد اومدن ینی همه کوپ کرده بودند که چی شده راستش مامانجونم برای تولدم اومده بودند که من رو سوپ رایز کردن حالا بگذریم اینو تو پست بعدی مینویسم خوب میخواستم بگم که وقتی اینجا بودند خیلی صدا ی خنده بود ولی با رفتن شون خونه ی ما خیلی سوت کور شد حتی ابنو من نمیگم مامانم هم میگه که چقدر بد شد که رفتن ولی من وقتی همکه اونا اونجا بودند همش بهشون میگفتم نرین چرا از پیش من میریم اما یه رفتنی یه برگشتی هم داره و مامانم و بقیه میگفتن فکر...













